درد دل كارمند بانك نه شكوائيه :
نشان دادن چهره اي نادرست از كارمند بانك در سريال ميوه ممنوعه.
همه ساله در ماه مبارك رمضان شاهد پخش سريالهاي متعدد از شبكه هاي مختلف سيما هستيم ، كه كما بيش تمام آنها در بين مردم نيز با استقبال نسبي مواجه مي شوند ولي يكي از آنها در بين بينندگان جايگاه خاصي پيدا مي كند، امسال نيز شاهد سريالهايي با اين مشخصات هستيم و سريال " ميوه ممنوعه " كه از شبكه دوم سيما پخش مي شود به نظر مي رسد كه در جلب مخاطب از ديگر سريالها موفق تر بوده، و اين موفقيت را مي توان به علل و عوامل مختلفي همچون فيلمنامه خوب ، بازي خوب بازيگران ،كارگرداني و ... نسبت داد.
اما آيا اين دست زدن به هر عاملي جهت موفقيت و جذب مخاطب به خلق موقعيهاي دراماتيك صحيح و درست است ؟
آيا حفظ صيانت انساني نيز در نظر گرفته مي شود ... ؟
در همين راستا تابحال شاهد اعتراض انجمنها، تشكلها، صنوف و ... مختلف به فيلمها و سريالهاي مختلف بوده ايم كه به نوعي به مسائل مطرح شده و نشان داده شده در فيلمها اعتراض داشته اند، ولي تابحال از بانك و كارمندان بانك هيچ صداي اعتراضي بلند نشده است نه اينكه اعتراضي نداشته باشند ،نه ، بلكه تشكلي براي رساندن صداي اعتراض خود ندارند و اين كم كم به عادت تبديل شده و در اذهان عمومي اينگونه به ثبت رسيده كه كارمندان بانك هيچ مشكلي ندارند و هر از گاهي فيلمسازان ما كه آنها نيز از دل همين مردم برخاسته اند با اطلاعات كمي كه از بانك و كارمندان بانك و شرايط سخت كاري آنها دارند به ناحق به آنها تاخته اند و شخصيت آنها را بيش از بيش در ذهن مردم خراب كرده اند، در آخرين نمونه نيز شاهد نشان دادن كارمند بانك در سريال " ميوه ممنوعه" هستيم .
اينجانب بعنوان فيلمسازي كه كارمند بانك نيز هستم برخود دانستم تا از حق همكاران بانكي خود دفاع كنم لذا موارد ذيل را به اشاره بيان مي كنم .
( لازم مي دانم قبل از طرح موارد يادآوري نمايم كه بيان اين مسائل به هيچ عنوان به منزله ناديده گرفتن زحمات سازندگان سريال مذكور در جهت ساخت سريالي خوب و جذاب نمي باشد)
1- در اين سريال چهره كارمند بانك بعنوان يك شخصيت عصبي و پرتنش نشان داده شده است بعنوان مثال در سكانس معرفي داماد حاج آقا فتوحي (بيژن) با دعواي لفظي بيژن با همسر خود (دختر حاج آقا فتوحي ) مواجه مي شويم كه با رفتن دختر به خانه پدرش مخالف است .
2- در سكانس ديگر شاهد اين هستيم كه بيژن بصورت تلويحي در بحثي كه با همسر خود دارد بيان مي كند كه به جلال وام خارج از چهارچوب قانوني پرداخت كرده و حال جلال نيز با وجود تمكن مالي از بازپرداخت آن سرباز مي زند كه اين امر خود مبحث پارتي بازي را به ذهن بيننده متواتر مي سازد، در حاليكه پروسه پرداخت وام در بانك مراحل خاص خود را دارد و در مواردي استثنائي چنين پرونده هايي امكان وجود دارند و نشان دادن موارد خاصي كه به ندرت پيش مي آيد در رسانه پر مخاطبي مثل تلويزيون باعث پرورش باورهاي غلط براي بيننده مي شود.
3- در سكانسي ديگر شاهد اين هستيم كه بيژن همسر خود را به شدت كتك زده و در صحبتي كه شب در خانه با باجناق خود مي كند دليل اين عمل ناشايست را فشار كاري زياد از بابت پاسخگو بودن نسبت به وام پرداختي به جلال مي كند و اين خود يعني توجيه عملي زشت با عملي زشت ديگر چون بيژن بعنوان رئيس بانك معرفي شده اين امر خود مسئله مديريتي در بانك را زير سئوال مي برد يعني مديري كه مسائل محيط كار او آنچنان اعصابش را بر هم مي ريزد كه اقدام به ضرب و جرح همسر خود مي كند چطور مي تواند شعبه اي را مديريت كند در حاليكه بنده كه چند سالي است در يكي از بانكها مشغول بكار هستم بارها با موارد بسياري از فشار سخت كاري بر روي كارمندان مواجه شده ام كه كارمندان بانك با سعه صدر نه تنها با خانواده خود بلكه با مشتريان نيز كمترين برخورد و بي احترامي را نداشته اند . ( در اينجا مجال باز كردن فشار كار بانكي نيست ولي تنها به يك مثال بسنده مي كنم كه كارمندي را در نظر بگيريد كه در بانك بدليل حجم بالاي كاري از صبح تا بعداز ظهر حتي فرصت نوشيدن يك فنجان چاي هم پيدا نمي كند و در آخر كار هم مبلغ هنگفتي را كسر بياورد طبق قانون بايد آنرا خود به حساب بانك واريز كند.علاوه بر آن اكثر كاركنان بانك بدليل اينكه نمي توانند روي برنامه زماني مشخصي به صرف نهار بپردازند البته اگر وقت براي خوردن نهار پيدا كنند دچار ناراحتي معده هستند.)
4- در سكانسي ديگر باز شاهد گفتگوي بيژن با باجناق خود هستيم كه بيژن به باجناق خود مي گويد : " اگه كاري داشتي يا هرگونه وامي خواستي ما در خدمتيم ... " كه اين نيز خود باز نشان دهنده عدم اطلاع سازنده از عمليات بانكي است .
5- در قسمتي ديگر از سريال شاهد هستيم كه هستي و فرزاد در قهوه خانه سنتي با كارشناس بانك قرار ملاقات گذاشته اند و پس از پايان ملاقات فرزاد به هستي مي گويد كه : " با اين مبلغي كه به اون مي ديم اون وام ما رو دو برابر مي كند ... " و اين به بيننده مي فهماند كه در آن ملاقات كارشناس بانك با قبول رشوه اقدام به دو برابر كردن مبلغ وام مي كند و اين مسئله بدترين توهيني است كه تا بحال در اين سريال به قشر كارمندان بانك شده است ( نه اينكه منكر وجود استثنائات باشم ولي آيا در صنوف ديگر تمامي انسانها از گناه و اشتباه مبري هستند ... ؟!!)
مطالب ذكر شده درد دل كارمندان بانك است نه شكوائيه ...
كارمنداني كه در بدترين شرايط كاري كه متاسفانه به چشم هيچ كس نمي آيد مشغول بكار هستند و بر عكس همه به نوعي ديگر به كارمندان بانك مي نگرند ... ( آواز دوقل شنيدن از دور خوش است ... )
اميدوارم خوانندگان گرامي با خواندن اين مختصر مطلب از اين به بعد حداقل طور ديگري به كارمندان بانك بنگرند.